حیدری

متن مرتبط با «مدرسه» در سایت حیدری نوشته شده است

خاطره یک روز برفی در مدرسه

  • نیلوبلاگ

    شیطنت از نگاه بچه ها می بارد انگار حواس شان اصلا به درس و کلاس نیست و دائم از پنجره ی کلاس به بیرون نگاه می کنند و دانه های برف را می شمارند و دل در دل هیچ کدام مان نیست تا زنگ کلاس به صدا در بیاید و راهی حیاط شویم.معلم گاه و بیگاه با زدن روی میز یا تغییر لحن خود از ما می خواهد حواس مان به درس باشد اما فایده ای ندارد و برف حواس همه را به خود جلب کرده است. بالاخره زنگ کلاس به گوش می رسد و ما بچه ها همگی به سمت حیاط هجوم می بریم، برف هایی که در حیاط جمع شده است جان می هد برای برف بازی، چند نفر از...

    ادامه مطلب
  • رضایت نامه والدین یک مدرسه

  • نیلوبلاگ

    در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگيرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم...

    ادامه مطلب
  • خاطره روز اول مدرسه من

  • نیلوبلاگ

    روز اولی کـه بـه مدرسه, رهسپار شدم را باید یکی از عجیبترین روزهای زندگیام بدانم. شب خواب بـه چشمانم راه نمییافت و تا صبح بارها و بارها بـه ساعت نگاه می کردم. ذوق و شوق مـن برای روز اول دبستان و آشنا...

    ادامه مطلب
  • خاطرات مدرسه

  • نیلوبلاگ

    روزهـای گـرم تـابـستـان گـذشـت بوی شرجی بوی نخلستان گذشت هـم طبـیعت جـامه اش رنـگین شده هم هوای شهر عطرآگیـن شـدهفـصـل زیـبـای دگـر آغـاز شــد مدرسـه بـا شادمانی بـاز شـدکـودکـان در شـور و حـالِ مـدرسـه دفترِ مـشـق و حـساب و هندسهروزهـای خـاطـرات خـوب و نـاب بـا خریـد دفتر و کیف و کتـابتـا کـه د...

    ادامه مطلب