انواع رنگ اسب
اَبرَش: آن که نقطههایی خرد دارد مخالف رنگ تنش
ابلق: سیاه و سفید
ابیض: آن بود که سراسر موی و اندامش سفید بوَد
ادرع: اسبی که سر و گردنش سفید باشد
ادهم: سیاه
ارقط: ابرش
اشقر: اسب سرخ
اشهب: اسب سفید، خِنگ
اصفر: زرد، زرده
افضح: سر مویش سرخ باشد و بن مویش سفید و در پشت و ناصیه سفیدی داشته باشد
انبط: اسبی که شکمش سفید باشد
بورابرش: ابرش
بور: شید
بهیم: یکرنگ
تهله: یکرنگ
چال: اسبی که مویش سرخ و سفید باشد
خَرمُنج: اسب یکرنگ
دیزه: اسبی که رویش و گوشهایش و پرههای بینی خاکستری باشد و خطی سیاه از سر دوش تا زانو داشته باشد
سبزخنگ: سبز یکرنگ
سحرخنگ: یال و دم و ناصیه و پایها و میان رانها و سمها همه سیاه بوَد
سمند: اسب زرد که پشت و دم و ناصیهاش سیاه باشد
سیاه: سیاه یکرنگ
سیاه ابرش: اسبی که بر بدنش نقطههای سیاه باشد
سیاه سمند: به رنگ سوسن
شامة: سفیدی یا سیاهی یا سرخی بر تن اسب که مخالف رنگ اسب باشد
شیرخنگ: سفید مایل به زردی
صِنانی: اشقر یا کمیت که سپیدی با او آمیخته باشد
قرطاسی: سفید به رنگ کاغذ
قلّه: اسب یکرنگ با خطّی سیاه از سر شانه تا دنباله
کمیت: اسب یکرنگ
گلگون: موی تن اسب سیاه و سفید باشد و سیاهی بر سفیدی غالب باشد
مطرّف: اسبی که میان و برش سفید و سر و گردنش به رنگی دیگر باشد
منقّط: اسبی که نقطه نقطه از هر رنگ بر پوستش باشد
نبطهای: اسب ابلق با شکم سفید
وَرد/وَردی: اسب زرد که میان پشتش سیاه باشد
هروی: اسبی که پشت و دم و ناصیهٔ او مایل به سیاهی باشد.
یاغز: اسب کاملاً یکرنگ
منبع: فرسنامهٔ قیّم نهاوندی
به کوشش آذرتاش آذرنوش
مقدّمه، صص بیست و شش_سی و شش
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم